{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Derin

"Derin"
هوا رو به خاموشی می‌رفت...
و من، خسته از راه
و دلتنگ…
دلتنگِ خانواده‌ای که از کنارشان می‌گذشتم
تا به خانواده‌ای دیگر برسم؛
دوستانی که قرار بود خانه‌ی تازه‌ام باشند،
در خوابگاهی که کم‌کم
نام «خانه» گرفته بود.

روی صندلی اتوبوس نشسته بودم
و از پشتِ شیشه‌ی لک‌گرفته‌اش
به جاده نگاه می‌کردم،
به ماشین‌هایی که می‌گذشتند،
به آسمانی که آرام آرام تاریک می‌شد.

هنوز به تهران نرسیده بودم،
اما ماه
از خیلی پیش‌تر
همراهم شده بود.

جاده می‌رفت،
ماشین‌ها می‌رفتند،
و من
میانِ رفتن و رسیدن
معلق بودم؛
مثل یک نفس عمیق
که نه کاملاً فرو می‌رود
و نه کاملاً بیرون می‌آید.

و ماه،
آن بالا
بی‌هیچ عجله‌ای
می‌درخشید…

انگار می‌دانست
بعضی دلتنگی‌ها
در راه روشن‌تر می‌شوند.🤍🌱

(روبیکا) @Derin_nefes
دیدگاه ها (۰)

آن روی دیگر آقای لاریجانی‌این متن را از روی دیدار دوساعته جذ...

*🔰 آن روی دیگر آقای لاریجانی*🔸 می گفت: «وقتی علی خونه نیست، ...

شهید لاریجانی با رهبر انقلاب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط