{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام،،،

از سکوتم می نویسم تا بدانی خسته ام،،،
بی هوایت کنج پستوهای غم یخ بسته ام،،،
بی تو بی تابی دراین برزخ به جانم خمیه زد،،،
من هنوز این بغض راازرفتنت نشکسته ام،،،
با خیالت روزها را بی صدا سر می کنم،،،
بی تو دارم بی کسی راتازه باورمیکنم،،،

از کلامم هرکسی شیدایی ام را خوانده است،،،
یاد چشمانت مراازهرنگاهی رانده است،،،

ساعتم ازتیک وتاکش،با نبودت ایستاد،،،
برگ تقویمم درآن روزی که رفتی مانده است،،،
کاش بودی تا بهارم غرق بی رنگی نبود،،،
کاش در تقدیر ما دوری ودلتنگی نبود،،،

بی تو جانم رابه لب می آورد آشفتگی،،،
سرنوشتم کاش قلبش این چنین سنگی نبود،،،
دیدگاه ها (۲)

بزن مطرب که امشب بی قرارم...هوای گریه داره حال زارم...بزن م...

دیدم از کوچه ی ما با دگران می گذریبا دلم گفت نگاهت : نگران م...

امشب در این سکوت تماشائیم بیا..یا لحظه ای به خلوت تنهائیم بی...

اینکه باید فراموشت می کردم را فراموش کردم تو تکراری ترین حض...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط