{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برف پیری

*** برفِ پیری 2 ***

مزدِ آن عمری که بردم درد ورنج .
ای فلک , دادی چنین انعامِ من .

دل به دل دادی یقینآ با اَجل .
تا که بر چینی بساط از نامِ من .

ای دلا : از روزگارِ بی وفا. .
بی اَمان افزون شود الامِ من .

آرزوها داشتم , امّا چه سود ؟
یک دم این دنیا نشد همگامِ من .

شِکوِه ها دارم و پرسش , صف به صف.
کو جوابی , بهرِ استفهامِ من ؟

ای فلک : آن بویِ چرک از کینه ات .
میرسد بر کویِ استشمامِ من .

بسکه دیدم , محنت از ابنایِ تو .
گشته پرپر , غنچه یِ اَحلامِ من .

* خالقا : گر بنده ای نا لایقم .
یک نظر بنما , بر استرحامِ من .

میرسد بانگِ رحیل از کاروان .
بهرِ ان ملکِ بقا , اِعزامِ من .

* آن سمندِ آرزوهایم , عظیم .
بی گمان , هرگز نگردد رامِ من .

***********************
با تشکر از عزیزی که تصویر فوق را از
پروفایلش کِش رفتم.
* شاعر و ارادتمند شما= عبدالعظیم عربی از ماهشهر و سربندر.
دیدگاه ها (۳۶)

***** عشق *****عشق , یعنی منتهایِ آرزو .هدیه ای , از...

** دوستان عزیزم : سلام ** دوستانِ دلنشین و مهربان .یاوران...

*** برفِ پیری 1 ***برفِ پیری , خیمه زد بر بامِ من .آفتی ب...

***** افسانه *****در طوافِ عشق , چون پروانه باش .با غم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط