{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام را

ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام را
می پرستانیم در ده بادهٔ گلفام را

زاهدانرا چون ز منظوری نهانی چاره نیست
پس نشاید عیبت کردن رند درد آشام را

احتراز از عشق میکردم ولی بیحاصلست
هر که از اول تصور میکند فرجام را

من ببوی دانهٔ خالش بدام افتاده‌ام
گر چه صید نیکوان دولت شمارد دام را

هر که او را ذره‌ئی با ماهرویان مهر نیست
بر چنین عامی فضیلت می‌نهند انعام را

شام را از صبح صادق باز نشناسم ز شوق
چون مهم پرچین کند برصبح صادق شام را

گر بدینسان بر در بتخانهٔ چین بگذرد
بت‌پرستان پیش رویش بشکنند اصنام را

بر گدایان حکم کشتن هست سلطانرا ولیک
هم بلطف عام او امید باشد عام را

چون به هر معنی که بینی تکیه بر ایام نیست
حیف باشد خواجو ار ضایع کنی ایام را


خواجوی کرمانی
دیدگاه ها (۱)

این زمان یارب مه محمل نشین من کجاستآرزو بخش دل اندوهگین من ک...

آهسته آهسته پاییز از راه می رسدفصلی پر از تبعیضکه متعلق به ا...

پـر پرواز ندارمامّا ؛دلی دارم و حسرت درنـاهاو بہ هنگامی کہ م...

سوگند سر کعبه به دامان تو باشدصد چله دل قبله چراغان تو باشدم...

آسمون کهنو زمین بیهدگه برناگردمدیر یهتیمو فاتحه ای بر خوندمب...

به عشق میسپارمت؛ به ویرانگر ترین نفرین انسان.#دلنویس هیچ آمد...

اگر روزی آمدیو من نبودمبدان ڪه دیدار تو را بسیار آرزو ڪردم.۱...

اره خلاصه🫠@vzxox@van.ya_86 @titan_rider @soli0_0

کسی هست تو بک دادن کمک کنیم به هم وفادار باشه ɴᴇᴡ ᴘᴏꜱ ꜰᴏʀ ʏᴏ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﺳﻮﮔﻨﺪ ، ﺑﻪ ﺭﺍﺯ ﮔﻞ ﺳﺮﺥﻭ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﻧﻪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻋﺸﻖ ﻓﻨﺎ ﻣﯽ ﮔﺮﺩﺩ...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط