هنتای پارت
هنتای پارت ۱
تنها معشوق من
کاراکو روی مبل نشته و داره مشروب میخوره . ا/ت هم توی اتاق خواب نشته و کتاب میخونه . کاراکو بعد از اینکه کل شیشه شراب رو تموم کرد از جاش بلند میشه و لنگ لنگان خودشو به سمت اتاق خواب میکشونه . کاراکو در رو اروم باز میکنه و با لحن گیج و مست میگه : هعععییی...ا/تتتت...
ا/ت سرش رو به سمت کاراکو میچرخونه
ا/ت : هووم
کاراکو : داری...چیکار...میکنی...
ا/ت : چییی...باز دوباره مست کردی ؟ بهم نزدیک نشو فهمیدی...
کاراکو میاد داخل اتاق و به سمت ا/ت میره.
ا/ت : گفتم بهم نزدیک نشووو کاراکو دست ا/ت رو میگیره
کاراکو : چرااا...امشب...قراره... اتفاق...خوبی...برای...ما بیوفته...
ا/ت : بس کن...
کاراکو : ولی...منم ی وقتایی... نیاز به محبت دارم...بیا انجامش بدیم...لطفاً...
کاراکو ا/ت رو بغل میکنه و میبره روی تخت . کاراکو دستای ات رو میگیره و لباسای ا/ت رو در میاره . ا/ت از خجالت سرخ میشه . کاراکو سرش رو نزدیک میکنه و لب های ا/ت رو می بوسه .
پایان پارت ۱
ادامه دارد...
ا
تنها معشوق من
کاراکو روی مبل نشته و داره مشروب میخوره . ا/ت هم توی اتاق خواب نشته و کتاب میخونه . کاراکو بعد از اینکه کل شیشه شراب رو تموم کرد از جاش بلند میشه و لنگ لنگان خودشو به سمت اتاق خواب میکشونه . کاراکو در رو اروم باز میکنه و با لحن گیج و مست میگه : هعععییی...ا/تتتت...
ا/ت سرش رو به سمت کاراکو میچرخونه
ا/ت : هووم
کاراکو : داری...چیکار...میکنی...
ا/ت : چییی...باز دوباره مست کردی ؟ بهم نزدیک نشو فهمیدی...
کاراکو میاد داخل اتاق و به سمت ا/ت میره.
ا/ت : گفتم بهم نزدیک نشووو کاراکو دست ا/ت رو میگیره
کاراکو : چرااا...امشب...قراره... اتفاق...خوبی...برای...ما بیوفته...
ا/ت : بس کن...
کاراکو : ولی...منم ی وقتایی... نیاز به محبت دارم...بیا انجامش بدیم...لطفاً...
کاراکو ا/ت رو بغل میکنه و میبره روی تخت . کاراکو دستای ات رو میگیره و لباسای ا/ت رو در میاره . ا/ت از خجالت سرخ میشه . کاراکو سرش رو نزدیک میکنه و لب های ا/ت رو می بوسه .
پایان پارت ۱
ادامه دارد...
ا
- ۳.۴k
- ۱۵ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط