{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( ظهور ازدواج )

( ظهور ازدواج )
پارت ۵۴

سریع برگشتم داخل و دنبال طناب یا بند محکم گشتم. بالاخره تو یه کابینت یه طناب ضخیم پیدا کردم. خدایا خودت به خیر کن
لرزون رفتم تو بالکن.. فاصله بالکن ها خيلي نبود. اما بازم ترسناک بود.. سريع طناب رو پرت کردم سمت میله بالكن.. سر خورد. باز پرت کردم
اه.. دفعه چهارم بود که بالاخره گیر کرد. تند و با احتیاط دنباله شو کشیدم و دوتا سرش رو توي دستم گرفتم و محکم به میله هاي بالکن خودم حلقه زدم. چندتا حلقه محکم روي هم زدم و کشیدمش که مطمین شم سفت..
اوووف.. اروم رفتم روي ميله ها.. والي... چه ترسناکه..نفسم بند اومد..
به زحمت اب دهنم رو قورت دادم و همونجور وایستاده رو میله لرزون نشستم. چشمامو براي لحظه اي بستم.. قلبم داره در میاد.. ترينر الهي ذليل نشي.. پاهام میلرزید. به زور طناب رو گرفتم. مضطرب نگاش کردم.
يعني تحمل وزن منو داره؟ خدا نگذره ازت مرتیکه... طناب رو محکم تو دو دستام گرفتم و اروم پاهام رو
انداختم پایین. جیغ ریز پر ترسی کشیدم ولی تند لبمو گاز گرفتم و دستامو دور طناب محکم تر کردم اوووي.. بیوفتم چی میشه؟ میمیرم؟
نباید صبر کنم. ممکنه طناب پاره شه.. با نفس هاي سنگين و ترسون اروم خودمو جلوتر کشیدم.. والي... قلبم داشت از جا در میومد.. اما تا اینجا اومده بودم و مجبور بودم ادامه بدم.. اروم اروم و ذره ذره جلو میرفتم و با هر تکون یه فوش پر از دلشوره به جیمز میدادم. توف به شرفش که منو اینجوري اسیر کرده.. اخ..خداروشکر... ميله بالكن بغلي خيلي نزديكم بود ولي ترسم کم نشده بود. هنوز میشد بیوفتم و.. معده ام از وحشت تیر کشید.. به زور دستم رو سمت میله دراز کردم و گرفتمش حالا...
همه قدرتم رو جمع کردم و اون يکي دستمم بردم جلو و تند خودمو کشیدم بالا.. اي.. دستم درد گرفته بود. داغون خودمو انداختم تو بالکن و دست روي بازومو کشیدم.. لعنتي.. يه دفعه یادم اومد تو بالکن همسایه بغلی ام که میتونه به جرم دزدي و ورود غیرقانونی به خونه اش بندازتم زندان و سریع خودمو کشیدم گوشه دیوار اروم و نگران سرمو کج کردم و از شیشه داخل رو نگاه کردم. عه. بلند شدم.. خونه..کاملا خالي بود..
هیچ وسیله و اسبابي توش نبود..
اروم دستگیره در بالکن رو گرفتم و کشیدمش. باز شد. نگران و با استرس اروم قدم گذاشتم داخل. پاورچین پاورچین رفتم جلو.. سکوت کامل برقرار بود و هیچ وسیله اي نداشت. يعني در اينجا هم قفله ؟
دیدگاه ها (۲)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 164♡⁠。⁠)⁩اروم ک...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_48ماشینو روشن کردم پامو گذاش...

The unwanted Roommate __________________________ویو پارک یور...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط