🍒🌱زیر خاکستر ذهنم باقی‌ست

🍒🌱زیر خاکستر ذهنم باقی‌ست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز
یادگاری‌ست ز عشقی سوزان
که بود گرم و فروزنده هنوز

عشقی آن‌گونه که بنیان مرا
سوخت از ریشه و خاکستر کرد
غرق در حیرتم از اینکه چرا
مانده‌ام زنده هنوز

گاهگاهی که دلم می‌گیرد
پیش خود می‌گویم
آن که جانم را سوخت
یاد می‌آرد از این بنده هنوز

سخت‌جانی را بین
که نمردم از هجر
مرگ صد بار به از
بی تو بودن باشد
گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمردم، هستم
پیش چشمان تو شرمنده هنوز

گرچه از فرط غرور
اشکم از دیده نریخت
بعد تو لیک پس از آنهمه سال
کس ندیده به لبم خنده هنوز

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده‌ی من رفتی، لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز

دفتر عمر مرا
دست ایام ورقها زده است
زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز

در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز

"آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش"
گر که گورم بشکافند عیان می‌بینند
زیر خاکستر جسمم باقی‌ست
آتش سرکش و سوزنده هنوز🍒🌱

حمید مصدق
دیدگاه ها (۱)

امشب دلم از دوری‌ات پیوسته بارانی‌ستحال دلم آشفتــــــــــــ...

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

ای عشق همه بهانه از توستمن خامشم این ترانه از توستآن بانگ بل...

رفته از کف بعد پیغمبر توانم یا علی خسته ام این روز ها، آرام ...

قسم به ضربان قلبی که در سینه برای تو به یادتو می تپدو قسم به...

آخرین بازمانده از عشق

*عشق را بی معرفت معنا مکن* *زر نداری مشت خود را وا مکن* *گ...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط