{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☘️دلبر جانم ؟!

☘️دلبر جانم ؟!
یادته اون موقع ها که باهم تلفنی حرف میزدیم میگفتی :
تو بالکن رو به روی باغ نشستی و داری چایی مینوشی
منم با خنده میگفتم :
پیره مردی مگه  !؟
(میدونی تنها تضاد منو تو همین چایی سیاه بود که تو دوس داشتی و اما من نه....!)

توهم همون لحظه برام عکس میگرفتی و زیرش مینوشتی بهت قول میدم روزی انقدر عاشقت کنم که در چایی خوردن همراهیم کنی .

باورت میشه دلبرم !؟ الان یک سالی شده که به یاد تو  نشسته در بالکن چایی مینوشم و عکس میگیرم ‌.
گوشیم پر شده از عکس های که بوی غرق شدن در عشق تورو میده .
بوی دلتنگی ...!
حیف که جای تو کنارم خالیست...:)☘️


https://wisgoon.com/1_shita_1

❤️پ.ن:متن با توجه به اسلاید سوم از دوست عزیزم ، شیتا جان...نظراتتون رو درمورد متن ایشون کامنت کنید.... انجمن نویسندگان پرواز ❤️

#انجمن_نویسندگان_پرواز
#شیتا
دیدگاه ها (۱۶)

☘️دوست داشتن را بنوش؛مثل فنجان چای در یک روز برفی؛یا حتی فنج...

☘️ساکت باش، هیچ مگو؛در این زندان دوست داشتن تو،مینگرم به پرو...

☘️میگفت،،به افکار و عقاید هم احترام بگذاریم،،به گمانم احترام...

☘️اشکُ از گوشه ی چِشَم گرفتم به پَر چارقدم گره زدم تا سرِ فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط