{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شیشه ی هر پنجره ای را که می شکستم

شیشه ی هر پنجره ای را که می شکستم
تاوانش کتک بود
تنها یکبار کتک نخوردم
روزی که همه ی شیشه های شهر را شکستم...!
_واهه آرمن_
دیدگاه ها (۳)

#داستان_کوتاهکسی به آقای کوینر گفت : قاضیان ما رشوه خوار هست...

اخلاقیات زاییده ی داناییستورنجیدن از نادانانخود نادانیست

😄 😄

به جرم داشتن چهره غمگین به ده سال زندان محکوم شدم .همان طورک...

ای روزهای خوب که در راهید!ای #جاده های گمشده در #مه !ای روزه...

زندگی یک اتاق با دو پنجره نیست ،زندگی هزاران پنجره دارد …یاد...

شعر زیبای لری یه نفر دفتر احساسمه سر پنجره بوهآخرین برگ گل ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط