دلبرا ...
دلبرا ...
در هوس دیدن رویت،
دل من تاب ندارد!
نگهم خواب ندارد!
قلمم،
گوشه دفتر،
غزل ناب ندارد!
همه گویند به انگشت اشاره،
مگر،
این عاشق دل سوخته ارباب ندارد؟!
در گذر گاه زمان،
خیمه شب بازی دهر،
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد!
عشق ها می میرند ...
رنگ ها، رنگ دگر می گیرند ...
و فقط خاطره هاست،
که چه شیرین و چه تلخ،
دست ناخورده به جا می مانند ...
در هوس دیدن رویت،
دل من تاب ندارد!
نگهم خواب ندارد!
قلمم،
گوشه دفتر،
غزل ناب ندارد!
همه گویند به انگشت اشاره،
مگر،
این عاشق دل سوخته ارباب ندارد؟!
در گذر گاه زمان،
خیمه شب بازی دهر،
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد!
عشق ها می میرند ...
رنگ ها، رنگ دگر می گیرند ...
و فقط خاطره هاست،
که چه شیرین و چه تلخ،
دست ناخورده به جا می مانند ...
- ۸۷۷
- ۱۱ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط