{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان عشق یکطرفه پارت 3

رمان عشق یکطرفه پارت 3

جیمین : وای داره میاد اینوری
ات : اون جونگ کوکه که دستش توی دست تهیونگه ؟
جیمین : اره انگار
ات : اهای شما کجا دارین میرین
جونگ کوک : ما داریم فرار میکنیم
ات : چرا ؟
تهیونگ : همه دنبالمن😂😬😬😬
ات : معروف بودن سخته دیگه
جیمین : بیا ما هم باهاشون بریم
ات : بریم 🤷🏻‍♀️
جیمین : من یه جا میشناسم کمتر کسی میره اونجا و خیلی خلوته
تهیونگ : باشه بریم فقط بریم جایی اینا نیان
ات : وای اونا ازت امضا میخوان ؟ چقدرم زیادن
تهیونگ : اره
جیمین : رسیدیم
جونگ کوک : جیمین ، اینجا همون جاییه که فکر میکنم؟
جیمین : اره
تهیونگ : اینجا دقیقا کجاست ؟
ات : اینجا کلاس موسیقی قدیمی بوده
تهیونگ : چرا این شکلیه اگه کلاس موسیقیه؟
جونگ کوک : بعد از اون زلزله دیگه کسی نیومد اینجا
تهیونگ : سانحه ۶ ماه پیش رو میگید ؟
ات : اره ، توی این کلاس ۳ نفر کشته شدن
تهیونگ : وای 😪😔........ نگاه کن یه گیتار 🤩
تهیونگ گیتاره رو از زیر چوب ها بر میداره و یه اهنگ قشنگ باهاش میزنه
ات : وای تو واقعا خوب گیتار میزنی
تهیونگ : ممنون
جیمین : تو چه ساز هایی بلدی ؟
زنگ تفریح خورد
تهیونگ : خیلیخب خوشگل خانوم خداحافظ تا زنگ بعد و بعدشم رفت
ات : چرا وقتی تهیونگ منو اون جوری صدا کرد جونگکوک اونجوری نگاهم کرد 🤔🤔🤔
جیمین : جونگکوک ، چیزی شده ؟؟؟
جونگ کوک : نه
جیمین : پس برین سر کلاس منم برم سر کلاسم
ات : بریم که الان تاریخ داریم 😖
جونگ کوک کتابشو برداشت و گفت بریم و به سمت کلاس راه افتادیم
توی راه کلاس :
ات : کوکی !
جونگ کوک : چند بار بگم منو اینطوری صدا نکن
ات : اخه بهت میاد☺
تهیونگ : راست میگه میشه منم کوکی صدات کنم ؟؟
جونگ کوک میزنه توی سرش و میگه باشه
ات و تهیونگ : هوووورا😂🥳
جونگ کوک : میگم کاری داشتی اونموقع که صدام زدی و بحث عوض شد ؟؟
ات : اره میخواستم بدونم تو و تهیونگ با هم دوست شدین؟
تهیونگ : بله😆😍
چطور بود ارمیا 💜
نظرتون رو توی کامنت ها بهم بگین
دیدگاه ها (۰)

رمان عشق یک طرفه پارت2(تهیونگ صندلی کناری صندلی من میشینه)ته...

رمان عشق یک طرفه پارت اول ویـــــــــــــــــــــــــــــــ...

شب تولدم پارت 49فصل دوم پارت 20ات: میخوام زنش بشم دیگه خسته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط