{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آرام دل خویش نجویم، چه کنم؟

آرام دل خویش نجویم، چه کنم؟
واندر طلبش به سر نپویم، چه کنم؟

گویند: «مرو که خون خود می‌ریزی»
مادام که در کمند اویم٬ چه کنم؟

#سعدی
دیدگاه ها (۳)

دلم تا عشقباز آمد در او جز غم نمی‌بینمدلی بی‌غم کجا جویم که ...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

### 🖤 پارت ۴: ردپای خونباران شدیدی شروع به باریدن کرده بود، ...

به آواره زمین بخشیدم، از او خان درآوردماز آن ویرانۀ بی‌مشتری...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

سلام و احترام 🌻سلام امام زمان، حضرت مهدی جان♥️گاهی یک نام، ب...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط