تکپارتی

تکپارتی
موضوع:وقتی بی خبر میره سفر کاری

از زبون شوگا:از چند روز قبل باید میرفتم سفر کاری مجبور بودم امشب باید وسیله هان رو جمع میکردم نمیتونستم به هلیا(توجه:هلیا زن شوگا هست) بگم که میخوام ۲ هفته برم چون ناراحت میشد از فکر در اومدم رفتم توی اتاق دیدم روی تخت خوابیده آروم رفتم چمدونم رو برداشتم سمت کمدم رفتم و مشغول جمع کردن وسایل هام شدم بعد از نیم ساعت کارم تموم شد برگه ای برداشتم و روش نوشتم(ببخشید عشقم من باید به مدت ۲ هفته برم سفر کاری برای درست کردن آلبوم جدید چون مجبورم دوستت دارم مراقب خودت باش خدافظ)
برگه رو کنار دست هلیا گذاشتم و رفتم لباس پوشیدم آماده شدم چنمدونم رو برداشتم ساعت ۸ و نیم باید میفرستم فرودگاه(توجه:شوگا میخواد بره آمریکا) از خونه خارج شدم و سوار ماشینم شدم و رفتم بعد چند مین رسیدم از ماشین پیاده شدم و چمدونم رو برداشتم و رفتم سوار هواپیما شدم

(فردا صبح)از زبون هلیا:از خواب بیدار شدم گیج بودم چشمام رو مالوندم و یهو دیدم کاغذی کنارمه برداشتم و خوندمش از تعجب و عصبانیت بغضم گرفت یعنی چی چرا روز تر بهم نگفته بود نکنه دیگه براش مهم نیستم اصلا کجا رفته کلافه از تخت بلند شدم درستش کردم رفتم پایین توی آشپز خونه پنکیک و شیر کاکائو درست کردم و خوردم رفتم روی کاناپه نشستم خیلی بیکار بودم و دلم هم برای شوگا تنگ شده بود باز بغضم گرفت گوشیم رو برداشتم و شماره شوگا رو گرفتم بعد چند بوق جواب داد)

(مکالمه شوگا و هلیا)
شوگا:الو سلام عشقم
هلیا:(بعد شندین صداس یهو گریم گرفت و گفتم:لعنتی کجایی؟چرا بهم نگفتی میری سفر کاری؟
شوگا:(با شنیدن صدای گریش نگران شدم و گفتم:ببخشید بیبی گریه نکن زود برمیگردم(ناراحت)
هلیا:خیلی خب باشه،تو حالت خوبه؟
شوگا:خوبم نگران نباش من الان باید برم
هلیا:باشه عشقم مراقب خودت باش خدافظ
شوگا:خدافظ
از زبون هلیا:گوشی رو قعط کردم و بعد شنیدن صدای شوگا کمی آروم شدم لم دادم روی کاناپه)

(۲ هفته بعد)
از زبون هلیا:امروز شوگا برمیگشت خیلی ذوق داشتم خونه رو مرتب کردم و منتظرش بودم که یهو زنگ خونه خورد با دو رفتم در رو باز کردم با دیدش سری پردم بغلش)
شوگا:اوخداا دلم برات تنگ شده بود جوجو(محکم بغلش کردم)
هلیا:(خنده ای کردم و ازش جدا شدم و گفتم:بیا داخل
شوگا:چشم(با خنده اومد داخل و در رو بست)


پایان..



(اومیدوارم از از تکپارتیم خوشتون اومده باشه فرشته ها)👈👉😭
دیدگاه ها (۹)

ما مثل هم نیستیم🤝

اره خلاصه (استوری درخواستی)

بازنشر کنید بره اکسپلور🤡

مخاطب؟دارهو توی تمام وجود من👈: @melody795 نزدیک عشقم نشید..☠...

خشم پارت 8 +18@ ات.... ات تو منو دوست داری؟؟ +...(سکوت) @ ات...

نفرین شیرین. پارت 1

من و ملاقات با BTSpart «2»سرخ شده بودم گفتم : شما کی هستید؟ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط