دلم، قلمرو جغرافیای ویرانی ست
دلم، قلمرو جغرافیای ویرانی ست
هوای ناحیه ی ما، همیشه بارانی ست"*
هوای چشم دلم، ابری و سیاه شده
هوای چشم تو کرده، اسیر حیرانی ست
دلیل گریه ی من....حال این دل خسته.....
دلیل حال خرابم..... همانکه می دانی ست
تو، قهر کرده ای و روزگار من، بد شد
خودت بگو: که چنین حرکتی، مسلمانی ست؟
نشانده، اخم تو من را، چنین به خاک سیاه
شروع قصه ام و آخرش، پریشانی ست
جهان، به قصه ی من، خنده زد، که غصه ی من
نهان به شعر و غزل، ماجرایی پنهانی ست
جنوب، تا به شمال دلم، خراب تو شد
دلم، قلمرو جغرافیای ویرانی ست
هوای ناحیه ی ما، همیشه بارانی ست"*
هوای چشم دلم، ابری و سیاه شده
هوای چشم تو کرده، اسیر حیرانی ست
دلیل گریه ی من....حال این دل خسته.....
دلیل حال خرابم..... همانکه می دانی ست
تو، قهر کرده ای و روزگار من، بد شد
خودت بگو: که چنین حرکتی، مسلمانی ست؟
نشانده، اخم تو من را، چنین به خاک سیاه
شروع قصه ام و آخرش، پریشانی ست
جهان، به قصه ی من، خنده زد، که غصه ی من
نهان به شعر و غزل، ماجرایی پنهانی ست
جنوب، تا به شمال دلم، خراب تو شد
دلم، قلمرو جغرافیای ویرانی ست
- ۴.۰k
- ۰۹ فروردین ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط