{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم، قلمرو جغرافیای ویرانی ست

دلم، قلمرو جغرافیای ویرانی ست
هوای ناحیه ی ما، همیشه بارانی ست"*
هوای چشم دلم، ابری و سیاه شده
هوای چشم تو کرده، اسیر حیرانی ست
دلیل گریه ی من....حال این دل خسته.....
دلیل حال خرابم..... همانکه می دانی ست
تو، قهر کرده ای و روزگار من، بد شد
خودت بگو: که چنین حرکتی، مسلمانی ست؟
نشانده، اخم تو من را، چنین به خاک سیاه
شروع قصه ام و آخرش، پریشانی ست
جهان، به قصه ی من، خنده زد، که غصه ی من
نهان به شعر و غزل، ماجرایی پنهانی ست
جنوب، تا به شمال دلم، خراب تو شد
دلم، قلمرو جغرافیای ویرانی ست
دیدگاه ها (۳)

دلواپس گذشته مباش و غمت مبادمن، سالهاست، هیچ نمی‌آورم به یاد...

باتو ، با عشق تو همخانه شدن را بلدمغیرِ تو ، با همه بیگانه ش...

"سفر، بهانه ی دیدار و آشنایی ماستاز این به بعد، سفر، مقصدِ ن...

بغض خود را، وسط سینه، فشردم بی توجمعه ها را، همه را، بس که ش...

32

" از یک غریبه...به دلیل زندگیم! "part : ⁴⁴پس...بهتر است ترس ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط