{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش الان چله زمستون بود

کاش الان چله زمستون بود
زیر کرسی خواب هفت پادشاهو می‌دیدم و صدای قل قل سماور نفتی تو فضای خونه فسقلیم پیچیده بود و بیرون هم تا زانو برف نشسته بود رو زمین.
دیدگاه ها (۱)

نمی خواهم باور کنم مرده ایاما تو مرده ایو من نعش تورا به دوش...

همیشه کنار گذاشتن اولین آدمه اشتباه زندگیت سخته بعد به راحتی...

بهترین ادمای زندگیت وقتی میان که نه منتظرشونی، نه برنامه ای ...

شما مگر چشمانتان بسته است؟!روز اولِ رابطهِ هایتان چشم هایتان...

آیسا میکشمتتتت_خب آره خواهر کوچیکه بندهکه الان بقل دستم نشست...

زمستون برا من با نوبرونه‌‌ی نارنگی‌های سبز و بوی تندش شروع م...

رمان : قلب در تاریکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط