پارت ۳
پارت ۳
آبنبات با طمع لبات
که ا/ت تا منو دید بلند شد و با سرعت دوید سمتم و خودشو تو بغلم جا کرد و گریه میکرد موهاش و نوازش کردم و سرمو بردم تو گودی گردنش و عمیق بوش رو وارد ریه هام کردم
کوک: هیششش تموم شد پرنسس من اینجام گریه نکن چرا گریه میکنی؟ کاریت کرد؟
ا/ت: وقتی نبودی هققق بعد اون حرفو زدی هققق من روی پاهای هققق اون بودم بعد حرفات و شنید هقققق بعدش که قط کردم هقققق شروع کرد بلند خندیدن که تو ترسیدی و تا چند دقیقه دیگه اینجایی هققققق بعد منم از خندش هققق ترسیدم هققق
کوک: آخ من قربون پرنسس برم
آبنبات با طمع لبات
که ا/ت تا منو دید بلند شد و با سرعت دوید سمتم و خودشو تو بغلم جا کرد و گریه میکرد موهاش و نوازش کردم و سرمو بردم تو گودی گردنش و عمیق بوش رو وارد ریه هام کردم
کوک: هیششش تموم شد پرنسس من اینجام گریه نکن چرا گریه میکنی؟ کاریت کرد؟
ا/ت: وقتی نبودی هققق بعد اون حرفو زدی هققق من روی پاهای هققق اون بودم بعد حرفات و شنید هقققق بعدش که قط کردم هقققق شروع کرد بلند خندیدن که تو ترسیدی و تا چند دقیقه دیگه اینجایی هققققق بعد منم از خندش هققق ترسیدم هققق
کوک: آخ من قربون پرنسس برم
- ۶.۶k
- ۱۶ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط