{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#p۳۶:

#p۳۶:
اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره،

جونگ سانگ: خب من فعلا میرم کار دارم
_: اوکی
♡: خدانگهدار

جونگ سانگ رفت و جونگ کوک به سمت یخچال رفت تا چیزی برای خوردن پیدا کنه که صداهایی عجیب از بالا شنید

_: ا/ت
_: ا/ت چیزی شده
_: با توعم ا/ت
که یهو صدای جیغ اومد، و جونگ کوک باشتاب فراوان به سمت بالا رفت و ا/ت رو دید که چاغوی خونی دستش بود و شی یان خونی افتاده روی زمین و جون میداد و قطرات خونی مانند باران روی صورت ا/ت نقش بسته بود

_ ا/ت....، ا/ت، اینجا چخبره
♡: این عوضی میخواست منو بکشه
شی یان: امی امیدوارم روز... روزی با، با جزر ببمی ــــ
و شی یان جان داد و تمام
_: هوفف حالت خوبه؟
♡: می میترسم
_: نترس من اینجا کنارتم
♡: هققق من اجیمو میخوامم هققققق
_: ا/ت تو یه مافیایی نباید انقدر نازک نارنجی باشی
♡: نمیخواممم هقققق من اجیمو میخوامممم هققققق، مننن اجیمو میخوام هق بغل کنم هقققق
_: باشه باشه اروم باش، بیا بغم

جونگ کوک ا/ت رو بغل کردم و ا/ت تا شب توی بغل جونگ کوک گریه کرد و خوابش برد

(ویو کوک) :
بعد اینکه ا/ت و شی یان تو اون حالت دیدم کمی تعجب کردم و دستور دادم جنازه اون لاشخور رو غذای بم و رعد کنن، ا/ت خیلی دل نازکه تا همین الان تو بغلم گریه میکرد یه ساعته که تو بغلم خوابش برده، از طرف پدرش پیام اومد که بیشتر مراقبش باشم، فقط خوبه تنرسید که دوباره حالش بد بشه و خوابگردی در حین بیداری کنه، ببرمش رو تخت بزارم خودمم برم یه دوش بگیرم که از فردا باید برم دنبال کارای محمولم که از فرانسه داره میاد

(فلش بک به فردا
)
دیدگاه ها (۲)

#p۳۷:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره(فلش بک به فردا): (ویو...

#p۳۸:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوبارهکه خانواده جئون تصمیم...

#p۳۵:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره_: میتونی رد این شی یا...

#p۳۴:اسم فیک: بوسه ای برای شروع دوباره_: سریع بلاکشکن، زود♡:...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط