{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتم ببینمت تا بی قراری از جانم به در رود

گفتم ببینمت تا بی قراری از جانم به در رود
هم بی قرار و هم شوریده سر شدم دیوانه تر شود
گفتم ببینمت شاید شراره از جانم فرو کشد
دیدم تو را و همچون شعله های آتش شعله ور شدم
از ره به در شدم دیوانه تر شدم …
دیوانه ترشدم از ره به در شدم
دیدگاه ها (۱)

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود

الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دادییک امشب را ملالی نیست لا...

🚩 دمت گرم...الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دارییک‌امشب را م...

الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دارییک‌امشب را ملالی نیست لا...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

واقعا از اینکه دوستی مثل تو دارم روزی هزار بار خداروشکر میکن...

پارت ۴نقشه ای از قرار فردا روی تخته کشیدم لب زدم گفتم« ببین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط