{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی را وجب وجب گشتم

زندگی را وجب وجب گشتم
تا کسی اهلِ دردِسر باشد
یک نفر از نژادِ تابستان
لااقل از تو گرمتر باشد..
- از کنارِ گذشته ها بگذر
من به فکرِ شکارِ فردایم..
تو به دنیایِ مُرده خو کردی
که به چشمت عجیب می آیم..
- تا هیاهویِ ریل می آمد
می دویدم تو را نگه دارم..
حال و روزم مگر چقدر ابریست
که پس از هر قطار میبارم ؟
- در تمامِ قطارها مُردَم
زندگی در خیال یعنی این..
آخرین کوپه هم تو را کم داشت
آرزویِ محال یعنی این
دیدگاه ها (۳)

دلم تنگ است و می‌دانم تو دیگر برنمی‌گردی بمانم هرچه خیره پشت...

پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:سردت نیست؟گفت عادت دارم.پادش...

درچشم هایت...... در چشم‌هات خرابم از دست خودم خراب‌تر حالی ب...

چشمم به حرف آمده و بی قرار، لبکی بشکند سکوت مرا بی گدار، لبت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط