{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمم به حرف آمده و بی قرار، لب

چشمم به حرف آمده و بی قرار، لب

کی بشکند سکوت مرا بی گدار، لب

تقدیم تو هزاره ی من! یک هرات چشم

نا قابل است سهم تو یک قندهار، لب

"بودا" دل من است که تخریب می شود

بوسه است مرهم دل ومرهم گذار: لب

می رقصمت چنین که تویی در نواختن

نی : لب، کمانچه : لب، دف و چنگ و دوتار: لب

در حسرتم که اول پائیز بشکفد

بر شاخه ات شکوفه ی سرخ انار -
دیدگاه ها (۱)

درچشم هایت...... در چشم‌هات خرابم از دست خودم خراب‌تر حالی ب...

زندگی را وجب وجب گشتمتا کسی اهلِ دردِسر باشدیک نفر از نژادِ ...

آسمان ها،ترانه هایی آبیکوه هاقصه هایی سبزاما این را نمی دانم...

دخترکی دو سیب در دست داشت مادرش گفت : یکی از سیب هاتو به من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط