{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۱

پارت ۱۱
آریانا :
رسیدیم به ی عمارت بزرگ هرچی به آرسام گفتم چی شده بهم نگفت الان ۱ هفتس اینجام فقط کتک می خورم تمام بدنم زخم و کبود شده ی روز انقدر بد زدم که از حال رفتم من نمی دونم دارم تقاص کدوم کارمو پس می دم ......
آرسام:
تو این ۱ هفته هیچی نمی فهمیدیم از وقتی عکسای آریانا و حکارو تو تخت دیدم هیچی نفهمیدم انروز آرش وقتی تو ماشین بودم برام فرستادشون آریانارو هروز با کمربند می زنم دوست ندارم اما هروقط فکر می کنم بهش عصبانی می شم .....
حکار :
۱هفتس آریانا گم شده ازش هیچ خبری ندارم ولی می دونم دختر شجاعیه و از پس خودش بر می آد از وقتی عکسارو برای آرسام فرستادم آریانا گم شده پس احتمال اینکه آریانارو دزدیده باشه رو دار پس تمام افرادمو بسیج کردم که آرسامو پیداکننن.........
دیدگاه ها (۱)

هنوزم وقتی می‌نویسم، دستم می‌لرزه. نمی‌دونم از سرماست یا از ...

🎭 آخرین نقشپارت ششملیانا هنوز به دست تهیونگ نگاه می‌کرد.— دس...

سناریو جونگکوک

نامجون عزیزم ، تولدت مبارک 🤍گاهی واقعاً نمی‌دونم چطور باید ا...

🦢 پارت بیست‌وششم | اعتراف ناخواستهبعد از رفتن سونگ‌هو، ساختم...

پارت ۱۲نیلسو و جونگکوک از کلاس بیرون اومدن و وارد راهروی خلو...

My friend ♡:)part.20.*همشون رفتن بیرون جیهوپ جلوم بود کوک کن...

امروز تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ا...

فردا تولد توئه، جنگکوک… 🥹💜۲۹ سال از روزی می‌گذره که تو به ای...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷①②_بخش سوم_"سه دور""چی؟""چهار دو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط