{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my_idol

Part {1}
........................................................

ات ویو:
امروز هم مثل همیشه داشتم میکاپ تمرین می‌کردم (روی صورت خواهرم،یوهاهاها🙂‍↔️)


ات : ایباباااااا یدقه تکون نخور می‌میری پاستیل نخوری الانننننن😭

الینا : ایبابا آبجی جونم توهم خیلی حساسی ها
میکاپت بکن بابا😐
ات : 😐😐😐😐😐

حیف نمی‌تونستم چیزی بهش بگم چون خیلی لوس بود و می‌انداخت کف دست مامان😒😒

داشتم میکاپش میکردم که یهو تلفنم رفت رو ویبره

الینا : این وقت شب کی به تو پیام داده🤨
ات : نمی‌دونم ، فکر کنم زینبه...بزار ببینم

بِراش رو گذاشتم زمین و گوشی رو برداشتم و روشن کردم .
با پیامی که روی صفحه گوشی ظاهر شد خشکم زد .....

#رمان
#فیک
#فیکشن
#سناریو
#جونگکوک
#ات
#اسمات
#my_idol
دیدگاه ها (۰)

my_idolPart {2}با پیامی که روی صفحه گوشی ظاهر شد خشکم زد.......

چتد پارتی جیمین پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط