{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my_idol

my_idol

Part {2}

با پیامی که روی صفحه گوشی ظاهر شد خشکم زد....
پیام از کره بود.....🫪

پیام :
با سلام ........(اسمش رو گفت)
شما دعوت شدین به تست میکاپ آیدل های کیپاپ که گروه بی تی اس شمارا انتخاب کرد برای تست.
و شخص ایدلی که شما قراره روش کار کنین و اگر قبول شدین میکاپ آرتیست اون شخص بشین
کسی نیست جز ......
جئون جونگکوک.
شما تا تاریخ 25 اکتبر وقت دارین تا به کره بیاین و تست بدهین.
تمامی هزینه های مسافرت با ما.....

وقتی این پیامو دیدم بدون اینکه به این فکر کنم که ساعت از سه شب گذشته ...گوشی رو پرت کردم تو آیینه و جیغ بلندی کشیدم و پریدم بغل الینا.
هنوز تو شک بودم که با صدای باز شدن در به خودم اومدم.

علامت مادر ات #
علامت پدر ات =

# چه خبر شده ....🫪🫪🫪
چرا آیینه شکسته؟؟؟
کدوم خری آیینه رو شکوند؟؟؟؟😡😠

& کار ات بود
نمی‌دونم کی بهش پیام داده که بعد خواندنش اینطوری شد....

بابام از اون طرف با چاقو اومد سمت اتاق🫪🫪
=چی شده؟
حالتون خوبه ؟
چرا آیینه شکسته؟
ات چرا ماتِت برده؟

بدون اینکه یه لحظه فکر کنم که شیشه شکسته رو زمینه، سریع دویدم سمت مامان بابا ولی تا یکم قدم برداشتم یه شیشه رفت تو پام

+اییییییییی پامممممم

افتادم رو زمین و پام رو تو دستم گرفتم

مامان بابام با نگرانی سمتم اومدن و من سریع پریدم بغلشون و اشک هام شروع به ریختن کردن.🥲🥹
=ات عزیزم چی شده؟کسی اذیتت کرده؟

بابام گوشیم رو برداشت و پیام رو دید
ولی چیزی نفهمید چون انگلیسی بود
اومد سمتم و گوشی رو سمتم گرفت و گفت:

=این دیگه چیه ات؟
بگو چی شده دخترم؟

من که از شدت تعجب لکنت گرفته بودم گفتم :
+ ب.....بالاخره شددددد........بالاخره شددد😭😭😭😭😭😭

بابام که معلوم بود با خودش داره میگه این قطعا یه چیزی زده گفت:

=چی داری میگی واضح بگو ماهم بفهمیم 😐😐
(مامانم و الینا تو اون موقعیت عین مجسمه بهمون داشتن زل میدن....)

+قبول شدمممم........برای تست میکاپ تو کره قبول شدمممممم

مامان و بابا و الینا که تازه دو هزاریشون افتاد خندیدن و اومدن سمتم و....
(وایسا وایسا......🫪
واقعا خندیدن؟اونم وقتی ایینه شکسته؟؟؟؟عجیبه.🫪🫪)

#رمان
#فیک
#فیکشن
#جونگکوک
#جئون
#ات
#سناریو
#اسمات
#my_idol
دیدگاه ها (۰)

my_idol

هفت نگاه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط