{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت

گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت !
پرسیدند : چه می کنی ؟
پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم !
گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد !
گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟
پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد !

دوستی نه در ازدحام روز گم می شود نه در سکوت شب ، اگر گم شد هرچه هست دوستی نیست . . .

تقدیم به همه دوستان‬
دیدگاه ها (۸)

معناي 10 سال رو کي ميفهمه؟ زن و شوهري که پس از 10 سال تازه ط...

خداوندا چرا زنها عزیزندچرا مثل قناری نازدارندچرا مثل کلاغ قا...

پیراهن پاره مد شدشلوار پاره مد شدکلاه سوراخ مد شدنمیدونم چرا...

ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﺳﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺭ ﻣﺠﻠﺲ، ﺭﺧﺪﺍﺩﻫﺎﯼ ﺷﺐ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﻭ ﺻﺒﺢ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﭘﺎﺳﮕﺎﻩ...

پارت چهار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط