{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بےهیچ تفاهمے عاشق شدیم

بےهیچ تفاهمے عاشق شدیم
و دست هایمان
بدون اجازه ےانگشتے
در آغوشمان کشیدند
بےهیچ تعارفے
معشوق شعرهاےمعشوقه ات شده اے
وسانسورچےچه زود فهمید
عاشقانه هایے
که براے تو نوشته ام
سرنخ دندان گیرے دارند
محبوب من !
چه صحنه هاے نوازشےاز دست داده اے
لذت چه تصاویرے را نبرده اے
مرا ببخش
که زیر تمام خاطرات مشترک
زده ام
ازکوچه هاےشعرهاے شهیدم
زده ام
از رگ سطرهایی عاشقانه
که ارتباطم را با تو قطع کرده اند
اگرسانسورچے
خائن مے گذاشت
اگر می گذاشت
در حوالےتو به بن بست نرسم
اصلا پلاک خانه ات را
بالاے همین شعر تابلو مےکردم....
دیدگاه ها (۱)

حس سر در گمِ کودکے مفقود بین فکر و دل میرود و مےآید چشمانم ب...

بعضے ها شنبه آدمند ... پر از قرارهاے تازه، پر از شروع هاے دو...

بوےدود میدهد قلبم سوختنم را به گل میگفتم پژمرد، با همین نشان...

گاهے ناخود آگاه گوشه اے مینشینےدلتنگےدلت را به بازے میگیرےفک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط