اينک زمين، پياله خون است و هيچ نيست
اينک زمين، پياله خون است و هيچ نيست
زخم است، آتش است، جنون است و هيچ نيست
امشب هجوم دوزخی باد ديدنی است
اين گيرودار گردن و پولاد ديدنی است
در چارسو، دميده و در چارسو، دوان
اينک منم چو باد دی، آواره در جهان
اينک منم دو پای ورم کرده در مسير
اينک منم مسافر اين خاک سردسير
زخم است، آتش است، جنون است و هيچ نيست
امشب هجوم دوزخی باد ديدنی است
اين گيرودار گردن و پولاد ديدنی است
در چارسو، دميده و در چارسو، دوان
اينک منم چو باد دی، آواره در جهان
اينک منم دو پای ورم کرده در مسير
اينک منم مسافر اين خاک سردسير
- ۲۳۷
- ۲۱ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط