{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد بی عشقی ما

درد بی عشقی ما
دید و دریغش آمد

آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما
به چه کارش می خورد

که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت...!
‎‌‌
دیدگاه ها (۳)

می خواهمش در این شب تنهایی !با دیدگان گمشده در دیدار ،با درد...

اگر گاهے امیدممیرود از دست باکے نیست..! کہ من ...

امشب شب من بسی ضعیف و زار است امشب شب پرداختن اسرار است ...

در راسته ی عطر فروشانامشب در بین هزار شیشه ی مشک و گلابمی پر...

خاطرات ایمیلیا

سایه‌های کلاغپارت پانزدهم | فرار در تاریکیصدای شلیک گلوله، س...

p28

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط