{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیر، یک روز طعنه زد به پیاز

سیر، یک روز طعنه زد به پیاز
که تو مسکین چقدر بد بوئی  

گفت، از عیب خویش بی‌خبری
زان ره از خلق، عیب میجوئی  

گفتن از زشتروئی دگران
نشود باعث نکوروئی  

تو گمان می‌کنی که شاخ گلی
بصف سرو و لاله میروئی  

یا که همبوی مشک تاتاری
یا ز ازهار باغ مینوئی  

خویشتن، بی سبب بزرگ مکن
تو هم از ساکنان این کوئی  

ره ما، گر کج است و ناهموار
تو خود، این ره چگونه میپوئی  

در خود، آن به که نیکتر نگری
اول، آن به که عیب خود گوئی  

ما زبونیم و شوخ جامه و پست
تو چرا شوخ تن نمیشوئی
#پروین_اعتصامی
دیدگاه ها (۴۸)

سیر، یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین چقدر بد بوئیگفت، از ...

سیر، یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین چقدر بد بوئیگفت، از ...

آن‌چه من دیدم و من می‌کشم از جور فراقکه شنیده‌ست و که دیده‌س...

چنین گفت فردوسی پاکزاد که رحمت بر آن تربت پاک باد ⤵️منم بنده...

زنان اگر مجبور شوند روی دیوارهای زندان آسمان آبی را نقاشی خو...

دانلود مجله دنیای تصویر - شماره 155 - اسفند 1384

دانلود کتاب عشق و پول - نویسنده ارسکین کالدول

دانلود مجله فیلم و هنر - شماره 432 - 20 ارديبهشت 1352

دل.........

عزیز البریهی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط