{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سیر، یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین چقدر بد بوئی

سیر، یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین چقدر بد بوئی
گفت، از عیب خویش بی‌خبری زان ره از خلق، عیب میجوئی
گفتن از زشتروئی دگران نشود باعث نکوروئی
تو گمان میکنی که شاخ گلی بصف سرو و لاله میروئی
یا که همبوی مشک تاتاری یا ز ازهار باغ مینوئی
خویشتن، بی سبب بزرگ مکن تو هم از ساکنان این کوئی
ره ما، گر کج است و ناهموار تو خود، این ره چگونه میپوئی
در خود، آن به که نیکتر نگری اول، آن به که عیب خود گوئی
ما زبونیم و شوخ جامه و پست تو چرا شوخ تن نمیشوئی
پروین اعتصامی🌷
دیدگاه ها (۱)

سیر، یک روز طعنه زد به پیاز که تو مسکین چقدر بد بوئیگفت، از ...

سیر، یک روز طعنه زد به پیازکه تو مسکین چقدر بد بوئی  گفت، از...

دانلود مجله فیلم و هنر - شماره 435 - شماره مخصوص

دانلود کتاب سلطان عشق و حماسه - جلد اول - فواد فاروقی

«جوز - گردکان» به معنای #گردو هستند. شاه انوشیروان به موسم د...

تو همانی که...........!!

دعوت من بر تو آن شد........!!

👌👌👌👌👌👌👌👌👌👌

باران آبرویم را خرید!!!!شبیه مردی که گریه نمی کند!!!!به خانه...

دانلود مجله دنیای تصویر - شماره 156 - نوروز 1385

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط