تو را من چشم در راهم
تو را من چشم در راهم
تو را من چشم در راهم شباهنگام.
که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
و زان دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛
تو را من چشم در راهم.
شباهنگام در آن دم، که بر جا، دره ها چون مرده ماران خفته گان اند؛
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام،
گرم یاد آوری یا نه، من از یادت نمی کاهم،
تو را من چشم در راهم.
تو را من چشم در راهم شباهنگام.
که می گیرند در شاخ تلاجن سایه ها رنگ سیاهی
و زان دلخستگانت راست اندوهی فراهم؛
تو را من چشم در راهم.
شباهنگام در آن دم، که بر جا، دره ها چون مرده ماران خفته گان اند؛
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام،
گرم یاد آوری یا نه، من از یادت نمی کاهم،
تو را من چشم در راهم.
- ۶۵۵
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط