{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#درخواستیـــ

#درخواستیـــ
سناریو[ وقتی بخاطر بار داری مجبور شدی از یه مرد ماساژ بگیری و اونا دارن نگاه می کنن]

نامجون: حالا چرا اومدی پیش یه مرد زن نبود

جین:رفتیم خونه دیگه خودت غذا درس کن

شوگا:*فقط بد نگاهت می کنه*

جیهوپ : میدونم لازم داری پس چیزی نمی گم

جیمین: این دفه ی اخرته که میای اینجا فهمیدی

تهیونگ :دیگه نمی خواد بیای خودم ماساژت میدم

کوک:حیف که نمیشه تنبیهت کنم

نظر نمیدی باهات گهرم🥺
دیدگاه ها (۱۰)

#درخواستیـــ سناریو [ وقتی تو خواب بهشون لگد میزنی و میگی بر...

#درخواستیـــ سناریو[ وقتی از حموم اومدی بیرون و حوله نداری ...

#درخواستیـــ سناریو[ وقتی دو تایی روی تخت خوابیدین از پشت بغ...

عرررررررررررررررررررررررررررررررررررر

تک پارتی از جونگکوک ویو ات دیگه مثل قبل نیستم من ات و دوسال ...

Part:51. #ریاست.عشقتهیونگ به م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط