{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میترسم از اینکه امروز حرف هایم را بزنم و تو فردا به ان بر

میترسم از اینکه امروز حرف هایم را بزنم و تو فردا به ان برسی
انقدر سرسری از خیلی چیزها گذشتیم که دیگر خیلی چیز ها تکرار نشد
بعضی ها برای ساختن زندگی نیستند باید با انها خاطره ساخت شاید هم روزی جمله ای...
لحظه هایی هست که دوست دارم کمی تورو فراموش کنم و خودم را تجربه کنم
فکر کردن به تو فقط همه چیز را سخت تر میکند
میترسم از انکه امروز به تو فکر کنم و سال دیگر دلم برایت تنگ شود..
ثانیه هایی در زندگی هست که دلم میخواهد تماسی با روزگار بگیرم و بگویم حلالش کردم و در نهایت یک زنگ به خدا و یک خداحافظی در سکوت...
اما ساختار افرینش من هر ثانیه اش امید بوده و خواهد بود
امید به ثانیه هایی که خدا نازم را میکشد و مادرم دوباره مرا 7 ساله میبیند
دیدگاه ها (۱)

مادرا تو اول مهر

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم دعای خیر بدرقه راهتون

می‌دونی؟ همیشه فکر می‌کردم اگه آدم‌های این شهر چشم‌شون شور ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط