{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مزیّن می کند وقتی که با قالیچه ایوان را

مزیّن می کند وقتی که با قالیچه ایوان را
فراهم می کنم من هم بساط چای و قلیان را

برایم چای می ریزد، دو بیتی شعر می خواند
لبش با قند، می بخشد به من طعمی دو چندان را

دو چشمش سنگ نیشابور را در یاد می آرد
تراش قامت اش اسلیمی قالی کاشان را

از او یک کام می گیری و قل قل...سرخ می گردد
ببین این شهوت افتاده بر شریان قلیان را

چه جادویی است در اندام موزونش؟ نمی دانم
هوایی کرده لب هایش همین قلیان بی جان را

به پشتیبانی چشم تو، در اشراق شعر خود
سر انگشت می خواهم بچرخانم خراسان را

و نم نم...فرصتی شد تا پناه آرد به آغوشم
چه بعد از ظهر زیبایی! فقط کم داشت باران را




عليرضا_بديع
دیدگاه ها (۵)

می‌رسم،اما سلام انگار یادم می‌رودشاعری آشفته‌ام هنجار یادم م...

.....و چای دغدغه ي عاشقانه خوبی ستبرای با تو نشستن بهانه خوب...

.ســــ ـــ ـــخت است...سخت است درک کردنکســــ ـــی که غــ ــ...

بی تو هرلحظه از این درد دلم می‌گیرداز همین مردم نامرد دلم می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط