{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعر : آبرو

شعر : آبرو
دختر جهیزیه نه، ولی رنگ و رو که داشت
گیریم آس و پاس.. ولی آبرو که داشت!

زنجیر و سینه ریز و گلوبند... نه! ولی
بغضی به وزن این همه را در گلو که داشت!

لبخند می زد از ته دل... نه، مگو که بود!
حس غرور جشن شما را، مگو که داشت

در خانه ی مجلل بخت احتیاج نه
اما هوایی از خفقان، از هوو که داشت!

او را به جرم هیچ، به جرم نداشتن!
بی دستبند برد به دنبال، او که داشت!

داماد پیرتر ز پدر! این چه صیغه ای ست؟!
دختر پدر نداشت، ولی آرزو که داشت!
دیدگاه ها (۱)

دختر جهیزیه نه، ولی رنگ و رو که داشت گیریم آس و پاس.. ولی آب...

دختر جهیزیه نه، ولـے رنگ و رو که داشت گیریم آس و پاس.. ولــے...

دختر جهیزیه نه، ولی رنگ و رو که داشت گیریم آس و پاس.. ولی آب...

دختر جهیزیه، نه، ولی رنگ و رو که داشت...گیریم که آس و پاس ، ...

وای:)))

ولی اوروچ :)!

بانو چقدر زیبا شده بود :)!

تغییرو !!

ولی وقتی النی اوروچ رو سالم دید :)!

جذابیت مرت واقعا ستودنیه :)!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط