نیمه ی الماسی ی من✨

ـــــــــپارتــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــاولــــــــــــــــــ


در هتل

🖤لوسیفر (توی ذهن)
🖤هنوز هم به بهشت فکر میکنم. یعنی اگه من هنوز اونجا بودم چی می شد؟اگه من اینجا نبودم چی میشد. هنوز هم دوست دارم پیش برادر هام باشم
❣️الستور
❣️گذاشتن دست روی شونه ی لوسیفر*
🖤یا بابام!
❣️اتفاقی افتاده قربان؟
🖤نه هیچی فقط.....
❣️هیششش. نیاز نیست چیزی بگی. من یه سوال دارم. شما چرا توی بار نشستید ولی چیزی نمیخورید؟
🖤میخوای منو مست کنی که باهات از اون عشقولانه بازی ها در بیارم؟
❣️نه قربان فقط شما رو به یه مسابقه دعوت کنم.
🖤مسابقه؟ هاهاها کور خوندی. من ۴۰ تا پیک هم بخورم مست نمیشم.
❣️او. بله قربان. شما پادشاه جهنم هستید نباید هم ببازی.هاسک. همیشگی. ولی لطفا ده تا پیک.
کمی بعد...
🩷چارلی
🩷نگران بابام. از الستور بدش میاد و....
🩶وگی
🩶خیلی دعوا می‌کنن وباهم لج میکنن
🩷آره. باید یه جوری اونها رو رفیق کنیم
🩶وایسا قبل از اینکه در هتل رو باز کنی باید بگم آماده ی دعواشون باشی.
🩷همیشه هستم
🩷*باز کردن در*
🩶🩷چی!


هی تو. فالو کن🫵🏻🤨
دیدگاه ها (۷)

دوست عزیزفالو و کامنت🤨🫵🏻

یعنی لوسیفر با نیفتی قدشون اینقدر بلند میشه؟

مگه من میزارم بی حوصله شین هی تو فالو کن🤨🫵🏻🫵🏻

من زندممامامامامل

عشق چیز خوبیه پارت ۱۲ بادیگارد اومد بادیگارد : قربان فهمیدم ...

عشق چیز خوبیه پارت ۱۰ویو کوکوقتی دیدم ات نیست به بادریگاردا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط