{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت پنجم

پارت پنجم
صبح شد... از خواب بیدار شدم دیدم جونگ کوک نیست رفتم بیرون نبود خیلی ترسیدم که تنهام گذاشته باشه از خدمتمار پرسیدم گفت رفته بیرون الان میاد
ا.ت ویو: دیدم صدای در میاد
درو باز کردم جونگ کوک. بود
ا.ت:سلام
جونگ کوک:عه بیدار شدی گرلم
ا.ت:اوهوم من میرم تو اتاقم
جونگ کوک:وایسا بیا اینجا
ا.ت:بله
جونگ کوک:یادته دیروز چی گفتی؟
ا.ت:آره
جونگ کوک منظورت کی بود
ا.ت:،هیچ کی هیچ کی خدافظ
جونگ کوک: چقدر ازم فرار میکنی در نرو کارت دارم
ا.ت: خب م. من م‌ من
جونگ کوک:تو چیی
ا.ت:اون کسی که گفتم دوسش دارم و خجالت میکشم تو چشاش نگاه کنم تویی من تورو دوست دارم لعنتییی
جونگ کوک:چییی تو. منو دوس داریی
ا.ت:عاشقتم
ا.ت ویو:دیدم جونگ کوک گریش گرفته بود رفتم بغلش کردم
ا.ت:ددی دیگه گریه نکن خب؟الان من ماله توهم
جونگ کوک:تو بهم گفتی ددی
ا.ت:اگه دوس نداری اینجوری صدات نمیکنم
جونگ کوک:نه همینجوری صدام کن
جونگ کوک:ا.ت خیلی خوشحالم خیلی دوست دارمممم
جونگ کوک ویو:وقتی دیدم ا.ت چی بهم گفت نتونستم تحمل کنم زدم زیر گریه اومد بغلم کرد چه حس خوبی بود بغل گرمش
بوسه ای رو لباش گذاشتم
ا.ت ویو: بوسه ای رو لبام گذاشت من نتونستم تحمل کنم به سینه هاش مشت میزدم که گفت
جونگ کوک:مگه تو نگفتی دوست دارم؟؟ پس چرا نمیزاری ببوسمت
ا.ت:خیلی یه هویی بود منم ترسیدم هنوز یکم زوده
جونگ کوک:هوف پس من کی ببوسمتتتتت
دیدگاه ها (۲)

به نظرتون فیکم خوبهه

جونگ کوک:بیا صبحونه بوخوریما.ت:باجهه(خیلی کیوت)جونگ کوک:اینج...

پارت چهارم شروع کردم به غذا خوردن جونگ کوک: من واقعا عاشقتم ...

پارت سوم صبح شد ا.ت ویو:با گرمای شدید از خواب بیدار شدم دیدم...

طراح عشق

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط