به نام خدا
꧁༺به نام خدا༻꧂.
رمان #جواهر_بخش_ای
#پارتـــ15
چند روز بعد عروسی ، بلیط گرفتیم و به فیلیپین رفتیم . برای همکلاسی های بخش E کلی سوغاتی خریدیم .
همه بچه ها رو توی رستوران ایمان دعوت کردیم تا با هم شام بخوریم .
🎥 رستوران ایمان
همه توی رستوران دور هم جمع شده بودن اما تنها کسی که اونجا نبود کیفر بود ، جای خالیش حس میشد و بابت این موضوع کلی ناراحت بودم .
یوری : خب بچه ها ، این شام شیرینی عروسی ماست. لذت ببرید.
همه بخش ای: اووو مبارک باشه ..
کالیکس : شام عروسی ما هم به زودی میخورید .
همه بخش ای: اوووووو
جی جی : هی کالیکس به من باید شام ویژه تری بدی ، من بودن که نامه میکا رو نگه داشتم یادت که نرفته.
میکا: واقعا ازت ممنونم جی.
کالیکس : تو همیشه منت رو سرم میزاری برای این کارت .
جی جی : دلت کتک میخواد . باید میذاشتم دل شکسته بشی تا قدرمو بدونی
فیلیکس : راستی دیروز رفته بودم دیدن کیفر .
جی جی : خب ؟؟!!
فیلیکس : هنوز تغییری نکرده بود و به هوش نیومده .
یوری : جی فردا بیا بریم به دیدنش
ادریکس : لعنتی ، درسته کیفر یکم تنده و گوشت تلخه ولی واقعا وقتی نیس خیلی خوش نمیگذره .
دنزل: ولی من از یه دکتر شنیدم که کیفر دیگه به هوش نمیاد .
روری زد تو سر دنزل .
دنزل : آخخخخ دردم گرفت
روری : این چه حرفیه داری میگیییی ، هاااا
دنزل : خب دکتره گفت .
جی جی : هی دنزل کی قراره بچتون به دنیا بیاد؟!
دنزل : ۳ ماهه دیگه بچه من و گریس به دنیا میاد.
جی جی : اووو چقدر خوب . دنزل پدر خوبی برای بچت باش.
دنزل : حتمااا .
سی ان : منم میخوام زود بچه دار بشم تا پدر خوبی برای بچم باشم .
جی جی : هییی سی ان تو هنوز خودت بچه ای اینا روو نگووو .
سی ان : خو دوس دارم ....
فردای همون روز به دیدن کیفر توی بیمارستان رفتیم .
کلی دستگاه بهش وصل بود و وضعیتش هیچ تغییری نکرده بود .
جی جی : اگه کیفر به هوش نیاد هیچ وقت خودمو نمیبخشم.
یوری : این وضعیت تقصیر تو نیست عزیزم ، این فقط یه اتفاق بوده .
یه صدایی شنیدم . از دور داشت نزدیک میشد .
یکی داشت با عصبانیت یوری رو صدا میکرد : یوریییی ، یورییییییی ، یورییییی
سرمو به سمت صدا برگردوندم ........
☆جواهر بخش ای ☆
#جواهر_بخش_ای
#جی_جی
#کیفر
#یوری
#سی_ان
#دیوید
#آریس
#میکا
#کالیکس
#فریا
#فیلیکس
#فیلیپین
رمان #جواهر_بخش_ای
#پارتـــ15
چند روز بعد عروسی ، بلیط گرفتیم و به فیلیپین رفتیم . برای همکلاسی های بخش E کلی سوغاتی خریدیم .
همه بچه ها رو توی رستوران ایمان دعوت کردیم تا با هم شام بخوریم .
🎥 رستوران ایمان
همه توی رستوران دور هم جمع شده بودن اما تنها کسی که اونجا نبود کیفر بود ، جای خالیش حس میشد و بابت این موضوع کلی ناراحت بودم .
یوری : خب بچه ها ، این شام شیرینی عروسی ماست. لذت ببرید.
همه بخش ای: اووو مبارک باشه ..
کالیکس : شام عروسی ما هم به زودی میخورید .
همه بخش ای: اوووووو
جی جی : هی کالیکس به من باید شام ویژه تری بدی ، من بودن که نامه میکا رو نگه داشتم یادت که نرفته.
میکا: واقعا ازت ممنونم جی.
کالیکس : تو همیشه منت رو سرم میزاری برای این کارت .
جی جی : دلت کتک میخواد . باید میذاشتم دل شکسته بشی تا قدرمو بدونی
فیلیکس : راستی دیروز رفته بودم دیدن کیفر .
جی جی : خب ؟؟!!
فیلیکس : هنوز تغییری نکرده بود و به هوش نیومده .
یوری : جی فردا بیا بریم به دیدنش
ادریکس : لعنتی ، درسته کیفر یکم تنده و گوشت تلخه ولی واقعا وقتی نیس خیلی خوش نمیگذره .
دنزل: ولی من از یه دکتر شنیدم که کیفر دیگه به هوش نمیاد .
روری زد تو سر دنزل .
دنزل : آخخخخ دردم گرفت
روری : این چه حرفیه داری میگیییی ، هاااا
دنزل : خب دکتره گفت .
جی جی : هی دنزل کی قراره بچتون به دنیا بیاد؟!
دنزل : ۳ ماهه دیگه بچه من و گریس به دنیا میاد.
جی جی : اووو چقدر خوب . دنزل پدر خوبی برای بچت باش.
دنزل : حتمااا .
سی ان : منم میخوام زود بچه دار بشم تا پدر خوبی برای بچم باشم .
جی جی : هییی سی ان تو هنوز خودت بچه ای اینا روو نگووو .
سی ان : خو دوس دارم ....
فردای همون روز به دیدن کیفر توی بیمارستان رفتیم .
کلی دستگاه بهش وصل بود و وضعیتش هیچ تغییری نکرده بود .
جی جی : اگه کیفر به هوش نیاد هیچ وقت خودمو نمیبخشم.
یوری : این وضعیت تقصیر تو نیست عزیزم ، این فقط یه اتفاق بوده .
یه صدایی شنیدم . از دور داشت نزدیک میشد .
یکی داشت با عصبانیت یوری رو صدا میکرد : یوریییی ، یورییییییی ، یورییییی
سرمو به سمت صدا برگردوندم ........
☆جواهر بخش ای ☆
#جواهر_بخش_ای
#جی_جی
#کیفر
#یوری
#سی_ان
#دیوید
#آریس
#میکا
#کالیکس
#فریا
#فیلیکس
#فیلیپین
- ۱۱.۸k
- ۱۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط