{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ایستاده در باد

ایستاده در باد

شاخه‌ی لاغر بیدی کوتاه

بر تنش جامه‌ای انباشته از پنبه و کاه

بر سر مزرعه افتاده بلند

سایه‌اش سرد و سیاه



نه نگاهش را چشم

نه کلاهش را پشم

سایه‌ی امن کلاهش اما

لانه‌ی پیر کلاغی است که با قال و مقال

قاروقار از تهِ دل می‌خواندَ:



 آن که می‌ترسد

می‌ترسانَد!





قیصر امین پور
دیدگاه ها (۳)

✦ اولین گناه ✦✧ رمانی از خون، جادو و انتقام ✧❖ شخصیت‌های اصل...

ایستاده در بادشاخه ی لاغر بیدی کوتاهبرتنش جامه ای انباشته از...

ایستاده در بادشاخه ی لاغر بیدی کوتاهبر تنش جامه ای انباشته ا...

حکایت مترسکایستاده در بادشاخه ی لاغر بیدی کوتاهبر تنش جامه ی...

حامد ابراهیم پور شاعر تهرانی

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿هزار درد فرستادیم به جان، لیکنچو آمدی...

امام على عليه السلام:هنگامی که باران حسادت ببارد، فساد می رو...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿در این سرای بی‌کسی کسی به در نمی‌زندب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط