summer vacation قسمت 2
summer vacation قسمت 2
اصلا خسته نبودم با شنگولی رفتم سر یخچال .اینم طبق معمول از دل ما پاک تره (الکی مثلا من خیلی دلم پاکه )لباسمو پوشیدم و رفتم بیرون و کلی چیز میز خریدم یه ناهار خوردمو یه چرتی زدم. پاشدم دیدم ساعت چهار و نیمه
الان دیرم میشه. امادع شدمو رفتم دفتر.نسشتم سر جای گرامیم. دیلینگ دیلینگ....
الو.... بله بله الان وصل میکنم.....تلفنو ک برداشتم فهمیدم صدای مدیر عوض شده. از روی کنجکاوی رفتم و یه قهوه درست کردم و براش بردم.......بههههههله رعیس عوض شده یه لبخند گرم زدم و رفتم تو. (دوروزه با هم اوکی شدیم و من برای اینکه منبعم تامین بود استفا دادم)
روز اردو.............
هورا الان ی عالمه دختر باحال توی ی اتوبوس با هم جمع شدن و سرگرمن.... تیلور اومد دنبالم و با هم رفتیم ایستگاه اتوبوس. کلی شور و ذوق داشتیم اما برخلاف اون چیزی ک انتظار داشتم اونجا کلی پسرم بود حتی شماره ی صندلی من و تیلورم پیش هم نبود و بدتر از اون ک من کنار ی پسر میشینم و جایی ک پنجره نداره:(
میخواستم چرت بزنم اما گردنم درد میگرفت اینم شد مسافرت؟مسخرهههه. ولی بیچاره پسره نور افتاب بش میخورد اذیت میشد.ب هر درد سری شده تا عصرو با گوشیم سپری کردم و با لیام حرفیدم تا اینکه بالاخره رسیدیم ی جایی و توقف کردیم دنبال تی میگشتم اما غیبش زده بود. رفتم توی ی مغازه. خوراکی گرفتم اما جیغم با حس کردن دست یکی روی شونم بلند شد
...............................................
همه میدونید کیه دگ.....ツ
اصلا خسته نبودم با شنگولی رفتم سر یخچال .اینم طبق معمول از دل ما پاک تره (الکی مثلا من خیلی دلم پاکه )لباسمو پوشیدم و رفتم بیرون و کلی چیز میز خریدم یه ناهار خوردمو یه چرتی زدم. پاشدم دیدم ساعت چهار و نیمه
الان دیرم میشه. امادع شدمو رفتم دفتر.نسشتم سر جای گرامیم. دیلینگ دیلینگ....
الو.... بله بله الان وصل میکنم.....تلفنو ک برداشتم فهمیدم صدای مدیر عوض شده. از روی کنجکاوی رفتم و یه قهوه درست کردم و براش بردم.......بههههههله رعیس عوض شده یه لبخند گرم زدم و رفتم تو. (دوروزه با هم اوکی شدیم و من برای اینکه منبعم تامین بود استفا دادم)
روز اردو.............
هورا الان ی عالمه دختر باحال توی ی اتوبوس با هم جمع شدن و سرگرمن.... تیلور اومد دنبالم و با هم رفتیم ایستگاه اتوبوس. کلی شور و ذوق داشتیم اما برخلاف اون چیزی ک انتظار داشتم اونجا کلی پسرم بود حتی شماره ی صندلی من و تیلورم پیش هم نبود و بدتر از اون ک من کنار ی پسر میشینم و جایی ک پنجره نداره:(
میخواستم چرت بزنم اما گردنم درد میگرفت اینم شد مسافرت؟مسخرهههه. ولی بیچاره پسره نور افتاب بش میخورد اذیت میشد.ب هر درد سری شده تا عصرو با گوشیم سپری کردم و با لیام حرفیدم تا اینکه بالاخره رسیدیم ی جایی و توقف کردیم دنبال تی میگشتم اما غیبش زده بود. رفتم توی ی مغازه. خوراکی گرفتم اما جیغم با حس کردن دست یکی روی شونم بلند شد
...............................................
همه میدونید کیه دگ.....ツ
- ۳.۲k
- ۰۶ تیر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط