{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هـــنگام رفـــتن

هـــنگام رفـــتن

در چـــشمانِ عشـــق نگـــریســـتن آنچـــنان مشـــتاق مــاندنت میکــــند

که پــایِ رفتـــنت ســست میشـــــود و رفـــتن را مــرگ می پنـــداری

پـــس چشـــمانت را ببــــند و پـــا در جــــاده بگـــذار

و همیــــشه به یـــاد داشـــته بـــاش

گــاهی وقــتهـــا بـــرای بودن ...

بـــاید رفـــت...!!
دیدگاه ها (۳)

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچـــــنان که تارو پود ...

بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستارهانتظار تو کشیدم تا که ب...

به هیچ روزی پس ات نمی دهم به هیچ ساعتی... به هیچ دقیقه ای به...

عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ،بلکه نداشتن کسی است که الف...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

زندگی دوباره

ص ۷۱___می نویسم پریسا سه بار گفت ازاده و تو نشسته ای و به من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط