{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

me

me
18 اردیبهشت 95


شبو تنهایی و پکهای سیگارو یه فنجان چای سرد
نگاهی خیره بر شماته های ساعتو رخسار زرد

سری دربند و افکاری پر از تشویش و هر لحظه جنون
صدای تیک تاک و جوهری ماسیده بر
سطری به همرنگی خون

خاطراتی میتراود از درونم داغ چون تفتانه ی آتشفشان
میکشم آن لحظه هارا بر قلم اما به سنگینی کوهی بس گران

خاطراتی سوخته از روزگارانی پر از دل لرزه های اضطراب
لحظه هایی ملتهب در وصلتی آمیخته با صورتی پشت نقاب

ظاهری پاک و دل انگیزو رخی زیبا و خوشنقش و نگار
باطنی ناپاک و چرک الوده همچون هرزه های نابکار

اعتمادی که به دستش ناجوانمردانه حلق آویز شد
کاسه ی صبری که نم نم با دورنگی های او لبریز شد

رفتمو دم بر نیاوردم ز لب چون لایقم اصلا نبود
مطمئنم میستاند آه مظلومانه ام را رب منان زود زود
دیدگاه ها (۱۴۰)

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

ڪم باش ! اصلا هم نگرانِڪم شدنت نباش ،آن گربه صفتی ڪه اگرڪم ب...

me10 اردیبهشت 95هزاران بار لعنت بر تو ای دلکه بر من نیستت جز...

me10فروردین 95زندگی یعنی حضور نقشها و سایه ها در کنارت مردمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط