ای دل ازآن سفرکرب و بلا قصه بگو
* ای دل ازآن سفرِکرب و بلا قصّه بگو.
* از دیارِ ستم و جور و جفا , قصه بگو .
* کاروان بارِ سفر بست چو از مَقتلِ یار.
* از غم انگیزترین بانگِ درا , قصّه بگو.
* بهرِ املایِ دگر, مرغِ همایون به عظیم.
* همزمان با گذرِ بادِ صبا , قصّه بگو .
+++++++++++++++++++++++++++++
اشعار عاشورایی ام را از سه شنبه تقدیم
میکنم.
شاعر = عبدالعظیم عربی از ماهشهر
و سربندر.
* از دیارِ ستم و جور و جفا , قصه بگو .
* کاروان بارِ سفر بست چو از مَقتلِ یار.
* از غم انگیزترین بانگِ درا , قصّه بگو.
* بهرِ املایِ دگر, مرغِ همایون به عظیم.
* همزمان با گذرِ بادِ صبا , قصّه بگو .
+++++++++++++++++++++++++++++
اشعار عاشورایی ام را از سه شنبه تقدیم
میکنم.
شاعر = عبدالعظیم عربی از ماهشهر
و سربندر.
- ۸۵۸
- ۱۷ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط