{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد یعنی بزنی تکیه بر آن دیواری

درد یعنی بزنی تکیه بر آن دیواری
که ز بد عهدی او خط و نشانها دارد

درد یعنی بزند شعله به جانت عکسی
صاحب عکس فقط قصد تماشا دارد

درد یعنی که تو باشی و شب و تنهایی
و بدانی که در آغوش کسی جا دارد

درد یعنی که دلت خانه ی دردش باشد
این میان کنج دلی منزل و مَأوا دارد

درد یعنی به خیابان بزنی با یادش
بی خیال تو ولی همدم و همپا دارد

درد یعنی بِرَود جان زِ تَنت در ره او
او ولی عشق دگر در سر و سُودا دارد

درد یعنی بشود هر شب تو یلدایی
اون چنان خوش که فقط یک شب یلدا دارد
دیدگاه ها (۳)

درد یعنی بزنی تکیه بر آن دیواریکه ز بد عهدی او...

درد یعنی بزنی تکیه بر آن دیواریکه ز بد عهدی او خط و نشانها د...

درد یعنی بزنی تکیه بر آن دیواریکه ز بد عهدی او...

عشق یعنی همه شب در دل و جانت باشدمثلِ جان در تن و در روح و ر...

عشق یعنی همه شب در دل و جانت باشدمثلِ جان در تن و در روح و ر...

عاشقانه

به مناسبت سر رفتن حوصله و البته شوت شدن ویندوز لپ تاپ

حال شاعرش رو درک میکنمشده آیا که غمی ریشه به جانت بزند؟گره د...

عشق یک خاصیت غریب دارد. خیلی شنیده‌ای تا حالا ولی شاید نفهمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط