هزار تکهام
هزار تکهام
و هر تکهای به گوشهای.
دستم به نوشتن نمیرود
زبانم بیحرکت مانده
دلم چشمم را باور نمیکند.
نوشتم
که فقط بگویم هستم
شاید مرهمی برای شما شد.
ای سیل سیاه
ای تاریکی
چنگ و دندان ملعونت
از سرزمین نور بریده باد.
با دست خویش
مُهری بر این متن میزنم
تا روزی دوباره آن را بخوانم
و آیندگان بدانند
که این حروف
از کدامین گردنههای تاریک و سرد
عبور کرد
تا به گلستان رسید
و در دیدگان آنها آرام گرفت.🪔
و هر تکهای به گوشهای.
دستم به نوشتن نمیرود
زبانم بیحرکت مانده
دلم چشمم را باور نمیکند.
نوشتم
که فقط بگویم هستم
شاید مرهمی برای شما شد.
ای سیل سیاه
ای تاریکی
چنگ و دندان ملعونت
از سرزمین نور بریده باد.
با دست خویش
مُهری بر این متن میزنم
تا روزی دوباره آن را بخوانم
و آیندگان بدانند
که این حروف
از کدامین گردنههای تاریک و سرد
عبور کرد
تا به گلستان رسید
و در دیدگان آنها آرام گرفت.🪔
- ۷۲۵
- ۱۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط