خیلی سخته هارو پشته سر گذاشتیم خیلی زحمت کشیدیم خیلی تحمل
خیلی سخته هارو پشته سر گذاشتیم خیلی زحمت کشیدیم خیلی تحمل کردیم تا بلخره این قاب هفت نفره رو دیدیم لحظه ای که چشمم بهش افتاد حس عجیبی بود بغض بدی گلوم رو فشار داد و یه حس عجیب سرد از تمام بدنم عبور کرد و بدنم رو لرزوند نا خواسته چشم هام پراز اشک شد و اصلا نمیدونستم اون لحظه خوشحالم یا ناراحت دلم تیر میکشید و احساس ذوقی بدنم رو گرفت الان در اوایل سال چهارم آرمی شدنم بودم و از زمانی که من آرمی شده بودم یه قاب هفت نفره آنلاین رو ندیده بودم تو فرودگاه همیشه وقتی دنبال عکس های اعضا تو فرودگاه بودم باخودم میگفتم روزی میرسه که اوتی سون فرودگاه باشن من گیج بشم که اول برم و استایل کدوم یکی از اعضارو نگاه کنم منتظرش بودم خیلی ولی وقتی اون لحظه رسید دلم تیرمیکشید اولش نفهمیدم چرا اینجوری شدم ولی بعدش فهمیدم من دلم میخواست وقتی اعضا برای اولین بار در زمان آرمی شدن من میان فرودگاه بتونم ببینمشون خنده داره:) این همه وقت دلم منتظر اومدنشون به فرودگاه بود تا من ببینمشون ولی اینرو خودم تا اون لحظه نفهمیده بودم !
کله اون روز دلم گرفته بود و یه حال عجیبی داشتم وقتی فهمیدم مقصدشون دبی هستش بیشتر دلم گرفت چون همش ۰ند ساعت باهاشون فاصله داشتم میدونستم دریایی که من بهش نگاه میکنم همون دریایی هستش که اون ورش اعضا هستش و فاصله ما فقط یه دریاست در خیلی بزرگه و عظمت زیادی داره ولی برای در بیقراره من کم بود من جسمم اینور بود رو قلبم و روحم داشت اونارو همراهی میکرد 🌬
ولی نمیدونم چرا وقتی فهمیدم دبی نموندن رفتن پرتغال خیالم راحت شد و خوشحال شدم هههه مسخره بود واقعا ولی من عاشق شونم درسته وقتایی که فکر میکنم کنسرت میزارن فن ساین میزارم فن میتینگ میزارن با آرمی هایی که اونارو تو خیابون میبینه عکس میگیرن دلم میگیره حسودی میکنم و تا چند روز ناراحتم که چرا من نتونستم ببینمشون ولی همه اینا از علاقه من به اعضا کم نمیکنه حتی باعث میشه بیشتر بشه احساس تلاش که باید من یهبار هم که شده اونارو از نزدیک ببینم من روز به روز اشتهام برای دیدنشون بیشتر میشه و خودم اینو هم دوست دارم هم ندارم 🪔
ولی من هیچوقت دست از عشق شما نمیکشم شما دنیای منین تنها کسی که دارم و تنها کسی که شب و روز بهش فکر میکنم عاشقتونم امیدوارم به خودتون زباد سخت نگیرین و باهمه چی راحت کنار بیاین ما هرجوری که باشین شمارو دوست داریم پس بخاطره اینکه بهتر از اینکه هستین باشین به خودتون آسیب نزنید ✨️
با عشق و علاقه نا تمام نامه ای از طرفه آرمیت 💌
کله اون روز دلم گرفته بود و یه حال عجیبی داشتم وقتی فهمیدم مقصدشون دبی هستش بیشتر دلم گرفت چون همش ۰ند ساعت باهاشون فاصله داشتم میدونستم دریایی که من بهش نگاه میکنم همون دریایی هستش که اون ورش اعضا هستش و فاصله ما فقط یه دریاست در خیلی بزرگه و عظمت زیادی داره ولی برای در بیقراره من کم بود من جسمم اینور بود رو قلبم و روحم داشت اونارو همراهی میکرد 🌬
ولی نمیدونم چرا وقتی فهمیدم دبی نموندن رفتن پرتغال خیالم راحت شد و خوشحال شدم هههه مسخره بود واقعا ولی من عاشق شونم درسته وقتایی که فکر میکنم کنسرت میزارن فن ساین میزارم فن میتینگ میزارن با آرمی هایی که اونارو تو خیابون میبینه عکس میگیرن دلم میگیره حسودی میکنم و تا چند روز ناراحتم که چرا من نتونستم ببینمشون ولی همه اینا از علاقه من به اعضا کم نمیکنه حتی باعث میشه بیشتر بشه احساس تلاش که باید من یهبار هم که شده اونارو از نزدیک ببینم من روز به روز اشتهام برای دیدنشون بیشتر میشه و خودم اینو هم دوست دارم هم ندارم 🪔
ولی من هیچوقت دست از عشق شما نمیکشم شما دنیای منین تنها کسی که دارم و تنها کسی که شب و روز بهش فکر میکنم عاشقتونم امیدوارم به خودتون زباد سخت نگیرین و باهمه چی راحت کنار بیاین ما هرجوری که باشین شمارو دوست داریم پس بخاطره اینکه بهتر از اینکه هستین باشین به خودتون آسیب نزنید ✨️
با عشق و علاقه نا تمام نامه ای از طرفه آرمیت 💌
- ۲۸۳
- ۱۸ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط