{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی از مرض های آدمیزادی همین است که نصفه شبی بی هوا میرو

یکی از مرض های آدمیزادی همین است که نصفه شبی بی هوا میرود یک کتاب از قفسه ی خاطراتش برمیدارد و شروع میکند به ورق زدن.
ورق زدن و ترک خوردن.
ورق زدن و ریز ریز شدن.
ورق زدن و تکه پاره شدن.
این کتابخانه یک چنگیز میخواست که آتشش بزند، مع الاسف ما نداشتیم....
دیدگاه ها (۵)

خداوندا...اگر جایی دلی بی تاب ِ دلدار استنمی دانم چطور،اما خ...

به پیش روی من، تا چشم یاری می‌کند،دریاست...چراغ ساحل آسودگی‌...

هیچ وقت از خودمون پرسیدیم قیمت یه روز زندگی چنده ؟ ما که قیم...

آدمهایی هستند که شاید کم بگویند “دوستت دارم”یا شاید اصلا به ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط