ضربان پایت را می شنوم

ضربان پایت را می شنوم
در سینه ام راه می روی
ترجیح می دهم که تنها بمانم
به تلویزیون خیره شوم
کتاب بخوانم
پیاده روی کنم
بخوابم
تلویزیون تو را نشان می‌دهد
کتاب ها تو را می‌خوانند
پیاده‌روها تو را قدم می‌زنند
خواب ها تو را می‌بینند
عزیزم!
همه از اینجا رفته‌اند
تو که تنهاترین مرغابی جهانی
چرا از من مهاجرت نمی کنی؟
دیدگاه ها (۱)

انقَد اذیتم نکُن،انقد ناراحَتم نکُن ...انقد اشکموُ دَرنیار :...

فراوان دوستت دارمفراوان...و از همان آغاز میدانستممیدانستم که...

"به خاطر خودم می روی…"؟چه احمقانه …!مگر آن روزها که از عشق م...

جانادورِ زندگی مان حصاری کشیدمبه بلندای عشقم به تو که هیچ چی...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part¹⁸"دور تا دورش مه بود..جوری که نمیدونست ...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part¹⁷ویو جونگکوک"از روی کاناپه بلند شدو فنج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط