سفید و سیاه🤍🖤
سفید و سیاه🤍🖤
پارت هفدهم⚡️
# قسمت ۱۷: «اسمم رو صدا کن» 🤍🖤
**صحنه ۱ - داخلی: اتاق هتل - شب**
آتسوشی و آکوتاگاوا کنار هم نشستن. آکوتاگاوا داره به بیرون نگاه میکنه.
**آکوتاگاوا:** *(آروم)* ناکاجیما...
**آتسوشی:** *(یه لحظه مکث میکنه)* آکوتاگاوا... یه چیزی ازت میخوام.
**آکوتاگاوا:** چی؟
**آتسوشی:** *(قرمز میشه، ولی مستقیم نگاهش میکنه)* اسمم رو صدا کن.
آکوتاگاوا خشک میشه.
**آکوتاگاوا:** ...چی؟
**آتسوشی:** *(آرومتر)* آتسوشی. میخوام اینجوری صدام کنی.
---
**صحنه ۲ - داخلی: اتاق هتل - ادامه**
سکوت. آکوتاگاوا نگاهش میکنه. آتسوشی صورتش قرمزه ولی نگاهشو نمیگیره.
آکوتاگاوا آروم دستشو میاره بالا و موهای آتسوشی رو از صورتش کنار میزنه.
**آکوتاگاوا:** *(زمزمه، خیلی آروم)* ...آتسوشی.
آتسوشی مثل لبو قرمز میشه. قلبش داره از سینهش میزنه بیرون.
**آتسوشی:** *(با صدای خشدار)* دوباره.
آکوتاگاوا برای یه لحظه نگاهش میکنه. بعد خم میشه و لبشو میذاره کنار گوش آتسوشی.
**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* آتسوشی.
آتسوشی چشماشو میبنده. آکوتاگاوا لبشو میذاره روی گردنش، آروم میمکه.
**آتسوشی:** *(لرزون)* آکوتاگاوا...
**آکوتاگاوا:** *(سرشو بالا میاره، نگاهش برق میزنه)* منم. اسمم رو صدا کن.
**آتسوشی:** *(قرمز، زیر لب)* ...ریونوسوکه.
آکوتاگاوا یه لحظه خشکش میزنه. بعد لبخند کمرنگی میزنه که آتسوشی تا حالا اینجوری ندیده.
**پایان قسمت ۱۷** 🤍🖤
پارت هفدهم⚡️
# قسمت ۱۷: «اسمم رو صدا کن» 🤍🖤
**صحنه ۱ - داخلی: اتاق هتل - شب**
آتسوشی و آکوتاگاوا کنار هم نشستن. آکوتاگاوا داره به بیرون نگاه میکنه.
**آکوتاگاوا:** *(آروم)* ناکاجیما...
**آتسوشی:** *(یه لحظه مکث میکنه)* آکوتاگاوا... یه چیزی ازت میخوام.
**آکوتاگاوا:** چی؟
**آتسوشی:** *(قرمز میشه، ولی مستقیم نگاهش میکنه)* اسمم رو صدا کن.
آکوتاگاوا خشک میشه.
**آکوتاگاوا:** ...چی؟
**آتسوشی:** *(آرومتر)* آتسوشی. میخوام اینجوری صدام کنی.
---
**صحنه ۲ - داخلی: اتاق هتل - ادامه**
سکوت. آکوتاگاوا نگاهش میکنه. آتسوشی صورتش قرمزه ولی نگاهشو نمیگیره.
آکوتاگاوا آروم دستشو میاره بالا و موهای آتسوشی رو از صورتش کنار میزنه.
**آکوتاگاوا:** *(زمزمه، خیلی آروم)* ...آتسوشی.
آتسوشی مثل لبو قرمز میشه. قلبش داره از سینهش میزنه بیرون.
**آتسوشی:** *(با صدای خشدار)* دوباره.
آکوتاگاوا برای یه لحظه نگاهش میکنه. بعد خم میشه و لبشو میذاره کنار گوش آتسوشی.
**آکوتاگاوا:** *(زمزمه)* آتسوشی.
آتسوشی چشماشو میبنده. آکوتاگاوا لبشو میذاره روی گردنش، آروم میمکه.
**آتسوشی:** *(لرزون)* آکوتاگاوا...
**آکوتاگاوا:** *(سرشو بالا میاره، نگاهش برق میزنه)* منم. اسمم رو صدا کن.
**آتسوشی:** *(قرمز، زیر لب)* ...ریونوسوکه.
آکوتاگاوا یه لحظه خشکش میزنه. بعد لبخند کمرنگی میزنه که آتسوشی تا حالا اینجوری ندیده.
**پایان قسمت ۱۷** 🤍🖤
- ۲۸۰
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط