{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگه بخوری زمین:

اگه بخوری زمین:
«پارت دو»
(تئو)
ات و تئو داشتند باهم در هوای بارانی قدم میزدن
پای ات به یک سنگ گیر کرد و افتاد زمین
دستش زخمی شد
تئو با دیدن این صحنه چشماش از نگرانی گشاد شد
ات!!!
کنار ات زانو میزند
چهره آرام و جدی همیشگی اش حالا بسیار نگران و پر از استرس بود
برایش مهم نبود که خیس شده بود
لعنتی....درد داره؟
با لحنی که ترکیبی از عصبانیت از خودش و ترس از آسیب ات بود گفت
تئو دست ات رو بوسید
به اندازه کافی خیس شدی
فکرش رو نکن که بقیه راه رو پیاده بیای
بعد با آرامی بازو هاش رو زیر بدن ات گذاشت و او را بغل کرد
با قدم های سریع و پر از اضطراب حرکت میکرد
ات رو به قلعه پیش خانم پافمری برد
خانم پافمری!! کمک کنید دستش آسیب دیده
بعد آروم ات رو روی تخت درمانگاه گذاشت
-------------------------------------------------------------------------
(دراکو)
ات و دراکو داشتند باهم در حیاط خلوت عمارت قدم می‌زدند
که ات لیز خورد و افتاد زمین
چهره مغرور و سرد دراکو حالا سرشار از نگرانی مفرط و ترس شد
ات!!! خدای من عزیزم!!!
به سمت ات شیرجه زد
و او را بغل کرد و میان بازوانش گرفت
چشمش به مچ پای آسیب دیده ات افتاد و دندان هاشو بهم فشار داد
ببخشید.‌...نباید اینجا قدم می‌زدیم
با لحنی خودسرزنشگر و عصبی گفت
ات رو بغل کرد و با قدم های عجولانه داخل عمارت برد
آروم روی کاناپه مخملی سالن گذاشت
درد داره!؟
نمیتونم تحمل کنم ذره ای درد بکشی
بعد به سمت کمد معجون ها رفت
و یک معجون ترمیم کننده به رنگ نقره‌ای آورد
و به ات داد
بهتر شدی؟
دردش کمتر شد؟
هرگز خودم رو نمی‌بخشم که گذاشتم این اتفاق بیوفته
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
اینم پارت دوم✨✨
امیدوارم خوشتون اومده باشه🐍✨
دیدگاه ها (۰)

اگه بخوری زمین:(متیو)داشتید باهم توی راهرو ها قدم میزدید و ش...

درباره خودم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط