{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مامانم با عصبانیت بهم میگه کتاب چاپ کردی به من نگفتی گفت

مامانم با عصبانیت بهم میگه کتاب چاپ کردی به من نگفتی😲 گفتم کو کجاس😲 بعد اینو داد دستمو با یه لبخند ملیح رفت😐
#mariyoooo
دیدگاه ها (۱۰)

😑 #mariyoooo

ای جان😍 😅 #mariyoooo

😐 😐 #mariyoooo

یا ربَ اِنَّ لَنا فیکَ اَملاََ طَویلاََ کَثیراََ...خدایا ما ...

ادامه رمان مافیای من (پارت 3)گفت بره بیرون و بازم منو بوسیدب...

سه پارت(زوریه زنت بشم)(پارت۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط